فقط خدا

  • خانه 
  • فهم وبصیرت سه روز مانده تا نیمه شعبان. 

روز عرفه

05 خرداد 1405 توسط الهام حاجیان فروشانی

#خدا_هست

 

قرآن به ما خبر داد :

زنی سالخورده و نازا باردار شد.

دختری مجرد و پاکدامن، فرزندی به دنیا آورد.

چاقو نبرید.

آتش نسوزاند.

ماهی، بنده‌ای را بلعید ولی او را هضم نکرد.

شتری از دل صخره بیرون آمد.

ماه دو نیم شد.

نوزادی سخن گفت.

دریا شکافته شد.

 

خداوند می‌خواهد به ما بگوید که او پروردگار ناممکن هاست.

 نظر دهید »

روز عرفه

05 خرداد 1405 توسط الهام حاجیان فروشانی
روز عرفه

#خدا_هست

 

قرآن به ما خبر داد :

زنی سالخورده و نازا باردار شد.

دختری مجرد و پاکدامن، فرزندی به دنیا آورد.

چاقو نبرید.

آتش نسوزاند.

ماهی، بنده‌ای را بلعید ولی او را هضم نکرد.

شتری از دل صخره بیرون آمد.

ماه دو نیم شد.

نوزادی سخن گفت.

دریا شکافته شد.

 

خداوند می‌خواهد به ما بگوید که او پروردگار ناممکن هاست.

 نظر دهید »

شهادت امام محمد باقر علیه السلام

03 خرداد 1405 توسط الهام حاجیان فروشانی

➖بشارت پیامبر «صلی‌الله‌علیه‌وآله» به امامت امام باقر «علیه‌السلام»

 

 

🔺عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيَّ كَانَ آخِرَ مَنْ بَقِيَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اَللَّهِ وَ كَانَ رَجُلاً مُنْقَطِعاً إِلَيْنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ كَانَ يَقْعُدُ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ مُعْتَجِرٌ بِعِمَامَةٍ سَوْدَاءَ وَ كَانَ يُنَادِي يَا بَاقِرَ اَلْعِلْمِ يَا بَاقِرَ اَلْعِلْمِ فَكَانَ أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ يَقُولُونَ جَابِرٌ يَهْجُرُ فَكَانَ يَقُولُ لاَ وَ اَللَّهِ مَا أَهْجُرُ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلاً مِنِّي اِسْمُهُ اِسْمِي وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِي يَبْقُرُ اَلْعِلْمَ بَقْراً ….الحدیث…

 

 

🔸امام صادق علیه‌السلام فرمود:

جابر بن عبداللّٰه انصاری آخرین کس از اصحاب پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله بود که زنده مانده بود و او مردی بود که تنها به ما اهل بیت متوجه بود. در مسجد پیغمبر می‌نشست و عمامه‌ سیاهی دور سر می‌بست و فریاد می‌زد: «یا باقر العلم، یا باقر العلم!»

 

اهل مدینه می‌گفتند: جابر هذیان می‌گوید.

 

می‌گفت: «نه بخدا، من هذیان نمی‌گویم؛ بلکه من از پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله شنیدم می‌فرمود: تو به مردی از خاندان من می‌رسی که همنام و هم‌شمائل من است و علم را می‌شکافد و توضیح و تشریح می‌کند؛ این است سبب آنچه می‌گویم.»

 

راوی گوید: روزی جابر از یکی از کوچه‌های مدینه که در آن مکتب‌خانه‌ای بود می‌گذشت و محمد بن علی علیه‌السلام (برای کاری) آنجا بود (زیرا در هیچ روایتی و تاریخی نرسیده که امام برای دانش‌آموزی به مکتب رود). چون جابر نگاهش به او افتاد، گفت: «ای پسر، پیش بیا.»

 

او پیش آمد. سپس گفت: «برگرد.»

 

او برگشت.

 

جابر گفت: «سوگند به آن که جانم در دست اوست که شمائل این پسر، شمائل پیغمبر است. ای پسر، اسم تو چیست؟»

 

گفت: «اسمم محمد بن علی بن الحسین است.»

 

جابر به سویش رفت و سرش را بوسید و می‌گفت: «پدر و مادرم به قربانت؛ پدرت رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله سلام می‌رساند و چنین می‌گفت.»

 

محمد بن علی بن الحسین هراسان به سوی پدر آمد و گزارش را بیان کرد. زین‌العابدین علیه‌السلام فرمود: «پسر جان، راستی جابر چنین کاری کرد؟»

 

گفت: «آری.»

 

فرمود: «پسر جان، در خانه بنشین.» (زیرا او بر خلاف تقیه رفتار کرد، چون دشمنان و مخالفین تو را خواهند شناخت و منزلت و کرامت تو را نزد خدا و پیغمبر خواهند دانست و بر تو حسد خواهند برد).

 

سپس جابر در هر بامداد و پسین خدمتش می‌رفت. اهل مدینه می‌گفتند: «شگفتا از جابر که در هر بامداد و پسین نزد این کودک می‌رود، در صورتی که او آخرین کس از اصحاب رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله است!»

 

چیزی نگذشت که علی بن الحسین علیه‌السلام درگذشت. آنگاه محمد بن علی به احترامِ مجالستِ جابر با پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله نزدش می‌رفت و می‌نشست و از خدای تبارک و تعالی برای آن‌ها حدیث می‌کرد. اهل مدینه گفتند: «ما جسورتر از این را ندیده‌ایم» (زیرا با این کودکی از جانب خدا حدیث می‌گوید).

 

چون دید چنین می‌گویند، از پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله حدیث گفت. اهل مدینه گفتند: «ما دروغگوتر از این مرد را هرگز ندیده‌ایم؛ از کسی به ما حدیث می‌کند که او را ندیده است.»

 

چون دید چنین می‌گویند، از جابر بن عبداللّٰه حدیثشان گفت؛ آنگاه تصدیقش کردند، در صورتی که جابر خدمت او می‌آمد و از او دانش می‌آموخت.

شهادت امام محمد باقر علیه السلام تسلیت باد.

 

 

📚:الکافي ج ۱، ص ۴۶۹

 

 نظر دهید »

شهادت امام جواد عليه‌السّلام

26 اردیبهشت 1405 توسط الهام حاجیان فروشانی

 

#امام_جواد علیه السلام

 

یه لبخند، یه سکوت، شریک جرم!

بر پایه‌ی کلام امام جواد علیه‌السلام 

 

قالَ الامام الجواد علیه‌السلام:

«مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبیحاً كانَ شَریكاً فیهِ»

(کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۴۹)

کسی که زشتی و گناهی رو تحسین و تأیید کنه، در اون شریک حساب می‌شه!

 

 

گاهی آدم تو دلش می‌گه: «من که کار بدی نکردم، فقط نگاش کردم!»

ولی روایت چیز دیگه‌ای می‌گن…

امام جواد علیه‌السلام می‌فرماید: اگه کار بدی رو تأیید کنی، خوش‌ات بیاد، لذت ببری، تو هم شریکی!

 

شاهد از قرآن:

داستان شتر حضرت صالح علیه‌السلام

یه نفر کشت، ولی قرآن می‌گه:

فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا (شمس:۱۴)

نگفت “فَعَقَرَهَا” (یک نفر)… گفت: “فَعَقَرُوها” چون همشون راضی بودن.

همین رضایت باعث شد همه توی مجازات شریک شن!

 

همه‌تون خوندین در فرازی از زیارت اربعین:

 

«وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذٰلِكَ فَرَضِیَتْ بِهِ»

خدایا لعنت کن اونایی رو که شنیدن چه بلایی سر حسین علیه‌السلام آوردن ولی راضی بودن!

فقط شنیدن و سکوت کردن…

 

توی زیارت عاشورا هم میخونیم 

 

«وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ»

«وَ شَایَعَتْ وَ بَایَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلِكَ»

خدایا لعنت کن اونایی رو که همراهی کردن، بیعت کردن، پیروی کردن، حتی اگه خودشون مستقیماً نکشتن!

 

یعنی حتی اونایی که هوادار قاتل بودن، طرفدار ظالم بودن، شریک ریختن خون شدن…

 

امیرالمومنین علی علیه‌السلام در حکمت ۱۵۴ نهج‌البلاغه می‌فرمایند:

 الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ، وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِي بَاطِلٍ إِثْمَانِ، إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَى بِه

 

کسی که به کار یه قوم راضی باشه، مثل اینه که خودش هم باهاشون تو اون کار شریک بوده؛

دوتا گناه داره: یکی گناه خود کار، یکی گناه رضایت!

 

 

یه نفر داره غیبت می‌کنه، یکی دیگه گوش می‌ده و می‌خنده…

اونم شریک غیبته!

یه نفر تو فضای مجازی به اهل‌بیت اهانت می‌کنه، یکی لایک می‌زنه، شیر می‌کنه، شریک جرمه!

یه نفر ظلم می‌کنه، یکی دیگه می‌گه: «به من چه!»

همینه که دین می‌گه: سکوتت گاهی فریاده علیه حق!

 

جمع‌بندی:

تو دین ما فقط قاتل قاتله نیست…

هوادار قاتلم قاتله!

تحسین‌کننده‌ی ظلمم شریک ظلمه!

ساکتِ بی‌تفاوت هم بی‌گناه نیست!

 

امام جواد علیه‌السلام تکلیف رو مشخص کرد:

«مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبیحاً كانَ شَریكاً فیهِ»

 

 

 

 

 نظر دهید »

خاطره ای از شهید

24 اردیبهشت 1405 توسط الهام حاجیان فروشانی

یکبار قرار بود با بچه ها برویم موج های آبیِ نجف آباد. سانس استخر از هشت شب شروع می شد تا دوازده. . . 

به بچه های گروه پیام داد که: نماز رو چکار کنیم؟ ساعت هشت و نیم اذانه…

جواب دادم: تو بیا، بالاخره یه کاریش می کنیم

 

گفت: شرمنده من نمازم رو می خونم بعدش میام… 

گفتم: همه باید سر ساعت هفت و نیم جلوی استخر باشن اگه دیر اومدی؛ باید همه رو بستنی بدی… !

قبول کرد نمازش را خواند و بعد هم به عنوان جریمه همه را بستنی داد

 

شهید#محسن_حججی🕊🌹

 

 

 

 

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • ...
  • 4
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 8
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

فقط خدا

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس