خاطره ای از شهید
24 اردیبهشت 1405 توسط الهام حاجیان فروشانی
یکبار قرار بود با بچه ها برویم موج های آبیِ نجف آباد. سانس استخر از هشت شب شروع می شد تا دوازده. . . به بچه های گروه پیام داد که: نماز رو چکار کنیم؟ ساعت هشت و نیم اذانه… جواب دادم: تو بیا، بالاخره یه کاریش می کنیم گفت: شرمنده من نمازم رو می… بیشتر »